چرا حضور در برخی شهرها یا خیابان‌ها احساس آرامش و تعلق در ما ایجاد می‌کند، در حالی که برخی فضاهای شهری ما را کلافه و خسته می‌سازند؟ چه عاملی باعث می‌شود خاطره‌ی یک شهر برای همیشه در ذهن ما باقی بماند و ما را مشتاق بازگشت دوباره کند؟

در دومین گفت‌وگوی رادیو فرهنگ با مقداد شریف به بررسی ابعاد نادیده و پدیدارشناسانه ارتباط انسان با فضا و شهر پرداخته شده است. با واکاوی مفهوم «سناریوهای شهری»، نقش فضاهای عمومی و بینابینی در شکل‌گیری روایت‌های شهری تبیین شده و با مثال‌هایی ملموس از بارسلونا و پاریس تا بافت‌های تاریخی ایران و خیابان‌های تهران، تلاش شده است تا راز زنده بودن یک فضا آشکار شود.

محورهای گفت‌وگو:
  • حس تعلق شهری و تأثیر کالبد بر هویت انسان: آیا مبلمان شهری، نورپردازی و کیفیت فضاهای فیزیکی می‌توانند روحیه و حس تعلق شهروندان را تغییر دهند؟ حس تعلق به یک شهر چگونه شکل می‌گیرد و چرا یاد برخی شهرها در ذهن زنده می‌ماند؟
  • داستان‌وارگی و سناریوهای شهری (روایت‌گری در فضا): مفهوم «سناریوی شهری» چیست و چگونه شهرها روایت زیسته‌‌ی خود را برای مخاطب بازگو می‌کنند؟ الگوهای معماری سنتی ایران (مانند گذرها، بازارها و پیرنشین‌ها) چگونه فضای درنگ، مکث و تعامل اجتماعی را می‌ساختند؟
  • فضاهای مابین و ادراک شهری: چرا حس واقعی شهر در فضاهای میان‌بنایی و عمومی شکل می‌گیرد تا صرفاً در تک‌بناهای شاخص؟ اهمیت پیوستگی محورهای پیاده و عدم قطعیت ریتم پیاده‌روی در ارتقای سلامت روانی شهروندان چیست؟
  • آسیب‌شناسی معماری معاصر و افق‌های پیش‌رو: ناهماهنگی پیکسل‌های شهری (ارتفاع، نماهای ناهمگون رومی و تابلوها) چه آسیبی به هویت شهری تهران زده است؟ تفکیک معماری معاصرِ باهویت و اندیشه‌ورز از ساخت‌وسازهای بدون روح چگونه ممکن است؟