loader image

روان‌شناسی محیطی - بخش دوم

روان ‌شناسی محیطی و ضرورت شناخت علوم رفتاری 

روان‌شناسی محیطی و استفاده از علوم رفتاری و یافته‌های آن در زمینه معماری امروزه امری ضروری می‌نماید. علم معماری در زمینه نظری آن، همیشه نیازمند چارچوب‌هایی بوده است تا بسط نظریه، تدوین معیارها و نقد محصول و فرایند معماری ممکن شود. علوم رفتاری یکی از دیسیپلین‌هایی‌ست که می‌تواند این چارچوب، و زمینه نظری را برای معماری فراهم آورد. چنین فرایندی را تدوین نظریه‌ها می‌نامیم. اما تدوین نظریه‌های رفتارشناختی و روان‌شناسی برای معماری، ویژگی‌ها و فوایدی دارد که می‌توان اشاره‌ای کوتاه به آن‌ها در این متن داشت.

یکی از این موارد، که رفتارشناسی و روان‌شناسی برای معماری و نظریه آن فراهم می‌آورند، روش‌های تحلیلی‌ست. یعنی می‌توان در پژوهش نظری معماری، از روش‌های تحقیقی استفاده کرد که مبنای آن‌ها علوم رفتاری و مطالعات آن بوده است. در چنین زمینه‌ای نظریه‌ها و روش‌ها در معماری مهم، و برگرفته از روان‌شناسی خواهند بود. یکی از فواید مستقیم استفاده از این چارچوب‌ها در زمینه معماری، به دست آوردن قطعیتی علمی و روش‌های آینده‌نگرانه علمی در نظریه معماری‌ست. معماران هنگام طراحی یا تدوین نظریه معماری، با این چالش مواجه اند که آینده- که به نوعی موضوع کار آن‌هاست- قابل پیش‌بینی یا موضوعی دقیق نیست؛ اما مطالعات رفتاری و روان‌شناختی می‌تواند زمینه را ایجاد کند تا نظریه و عمل معماری خواسته‌ها و اهداف دقیق‌تری را در مورد محصول معماری مد نظر داشته باشند؛ چرا که روش‌های روان‌شناسی می‌تواند این تدقیق را به معماران بدهد.

روان‌شناسی در نظریه معماری

مورد دیگری که روان‌شناسی می‌تواند در نظریه معماری ایجاد کند، روش‌ها و معیارهای مناسب برای امر ارزیابی‌ است. ارزیابی از مهم‌ترین عوامل در برنامه‌ریزی نیز محسوب می‌شود. ارزیابی در معماری را می‌توان بر دو نوع ارزیابی پس از سکونت، و نیز ارزیابی پس از ساخت تقسیم‌ کرد. در این نوع ارزیابی‌ها، تاکید بیش‌تر بر بهره‌برداران و ساکنان محصول معماری است. روان‌شناسی و مطالعه رفتارهای محیطی، و بسط روش‌های این دو در نظریه معماری، این امکان را به ما می‌دهد که آینده ساختمان، نحوه ارتباط‌گیری ساکنان با آن، و ارزیابی محصول طراحی معماری را با معیارهایی دقیق و قابل تبیین و اندازه‌گیری مد نظر داشته باشیم. نتایج حاصل از چنین ارزیابی‌هایی نوعی نگرش در نظریه معماری به وجود آورده‌ است که طی آن استفاده‌کننده نهایی فضا، و پاسخی که نسبت به محیط ساخته شده و فضای معماری نشان می‌دهد  مهم بوده و تبدیل به محوری اساسی در فرایند طراحی شده است.

کاربست دیگر مطالعه روان‌شناختی در فضای معماری، ارزیابی‌هایی بوده است که گروه‌های مختلف- طراحان، مدیران مؤسسات بزرگ، مراکز تفریحی و مراکز خرید، و غیره- از نحوه عمل‌کرد فضا و رابطه‌اش با مخاطب، طی دوره‌های زمانی مثلا یک‌ساله صورت می‌دهند. این‌گونه بررسی‌ها، که با معیارهای تدوین شده روان‌شناختی صورت می‌گیرد به نوعی انعطاف‌پذیری فضا و محصول معماری را مد نظر دارند و به همین سبب اقدامی مهم در دست‌یابی به مفهوم انعطاف‌پذیری، که نظریه معماری جویای آن است، می‌باشند. به عبارت دیگر اگر معماری بخواهد آن انعطاف‌پذیری که در نظریه تبیین می‌شود را عملی کند، باید بداند چه فضایی، چه عنصری و چه بخش‌هایی از ساختمان باید و می‌تواند تغییر کند. اگر بناست این تغییر و انعطاف در راستای به‌تر شدن عمل‌کرد فضا نزد کاربران باشد، بررسی‌هایی که بر اساس معیارهای روان‌شناسی فضا صورت می‌گیرد می‌تواند شیوه‌ای مناسب و پرثمر باشد. علوم رفتاری اجازه می‌دهد مشکلات موجود فضا را بر اساس داده‌های برداشت شده، گام به گام درک و تحلیل کنیم و خطاهای احتمالی مسیر را تشخیص دهیم و به دنبال حل معمارانه آن باشیم.

در مجموع استفاده از علوم رفتاری در فرایند طراحی معماری به نوعی کیفیت نهایی محصول را افزایش می‌دهد. علاوه بر موارد ذکر شده، آموزه‌های پژوهشی این علوم این امکان را به ما می‌دهد که داده‌های بیش‌تر و دسته‌بندی‌شده‌تری را در آغاز طراحی وارد فرایند کنیم و دستورالعمل‌های معین‌تری را در تکنیک‌های طراحی مد نظر قرار دهیم.

 

عناوین روان شناسی محیطی

روان‌شناسی محیطی عناوین مختلفی دارد که هر یک از این عناوین جنبه‌های متفاوتی از رابطه انسان با محیط را مورد تاکید دارند. علوم رفتاری یکی از این عناوین است. آن‌جا که علوم اجتماعی و علوم انسانی نگاه رفتارگرایانه به ارتباط انسان و محیط برقرار می‌سازند، بررسی‌ها و آموزه‌هاشان می‌تواند با علوم رفتاری هم‌پوشانی داشته و موضوع آن باشند. حتی علوم سیاسی، از آن‌جا که به رفتار اجتماعی می‌پردازد نوعی علوم رفتاری خواهد بود. ارتباط علوم طراحی و معماری، که علوم کاربردی هستند، برنامه‌ریزی شهری، معماری داخلی، و معماری منظر، با روان‌شناسی محیط به واسطه پرداختی‌ست که هر یک از این‌ها از محیط دارد. به عبارتی همه این علم می‌تواند روان‌شناسی محیط را در بطن خود داشته باشد؛ چرا که محصول آن‌ها شکل دهنده بخشی از محیط بوده و مستقیما انسان‌ها و رفتار محیطی‌شان را تحت تاثیر قرار می‌دهد.